ميرزا محمد حيدر دوغلات

395

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ملاحظات معزز گردانيده به غزنين رخصت فرمود . در همان ايام سلطان ناصر ميرزا نقل فرمود 280 و به سبب غرنين در ميان امرا مخالفت‌ها شد كه در محلش گفته خواهد شد و پادشاه خود در كابل مىبود تا فتح قندهار شد . بعد از آن فتح هندوستان كرد كه هر كدام در محلش خواهد آمد . « 1 » ذكر احوال عمّم سيد محمد ميرزا - تغمّده اللّه بغفرانه - « 2 » ( 175 ر ) بر سبيل اجمال از پيش بيان رفته است كه خان در چهاردهم صفر سنه سبع عشر و تسعمايه 281 از پادشاه جدا شده به اندجان رفت ، فتح مصاف كاشغرى 282 واقع شد ، در اين اثنا پادشاه سمرقند را گرفت ، ولايت اندجان به خان صافى شد . در شرح احوال فرزندان سلطان احمد خان مشروح گشته است كه سلطان خليل سلطان بيچاره شده به اندجان آمده و جانى بيگ سلطان را دماغ متخلل شده بود ، از جهت آنكه از اسب افتاده سرش بر زمين رسيده بود . در آن زمان سلطان خليل سلطان آمد . جانى بيگ سلطان فرمود كه سيد محمد ميرزا كه عم بنده است و سلطان على ميرزاى بيگجك و توبره نوياغوت ، 283 اين سه كس آن سلطان را كشتند تا ما دانيم كه از مغول خود را بريدند و الّا همانا كه به وقت فرصت فتنه انگيخته بر خواقين مغول خواهند پيوست . اين سه كس از ترس جان خود ، سلطان خليل سلطان را در درياى اخسى غريق رحمت كرده بودند و همين سلطان خليل سلطان برادر خرد پدر مادرى « 3 » خان بود . مادام كه از اطراف تشوير اعدا و تشويش مخالفان بود ، اين سه كس فى الجمله تسكينى داشتند . چون اقواى اعدا اوزبك بود و « 4 » اوزبك رخت مزاحمت را از ساحت ملك بيرون كشيد ، اين سه كس متردد گشتند كه مگر خان پى آن گنه را كين مىكند ، و در خلال اين حال ، توبره را خان در سرمستى كشت و سبب آن بود كه توبره مردى بود

--> ( 1 ) . نگ : + فصل سىام . ( 2 ) . نگ : - تغمّده . . . بغفرانه . ( 3 ) . نگ : - پدر مادرى . ( 4 ) . نگ : مادام كه اقواى اعدا اوزبك بود اين سه كس فى الجمله تسكينى داشتند چون .